المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
129
التنبيه والإشراف ( فارسي )
كه بمعنى سرخ است . بروزگار ما بسيارى از روميان نيز چون مردم ارمن و برغر كه يك تيره از سقلابند و مردم بجناك ترك به روميان پيوستهاند كه آنها را در بسيارى از قلاع حدود شام جا داده يا بمقابل مردم بر جان و ديگر اقوام مجاور خود فرستادهاند . ابدو شهريست كه بر ساحل خليج در سمت شام ، نه سمت قسطنطنيه ، جاى دارد . از اين گذرگاه تا قسطنطنيه دويست ميل رومى است كه بميل ما يكصد و بيست ميل مىشود . ابدو نام دو كوه نيز هست ، كوهى بر اين ساحل جزو ولايت ابسيق و كوه ديگر بر آن جانب جزو ولايت تراكيه است و بر هر يك از اين دو كوه بيست مرد جاى دارند كه كشتيها را بهنگام آمد و رفت و مراقبت و بازرسى كنند . در گذرگاه ابدو زنجيرى به دو ستون آهن از اين ساحل به آن ساحل كشيده است كه گشايند و بندند . اين ، دروازهء خليج است كه وقتى مسلمانان اسطول داشتند و از دربندهاى شام و مصر بجنگ روميان ميرفتند قسطنطنيه را از آنجا محاصره ميكردند . اسطول يك كلمهء رومى است كه بر يك دسته كشتيهاى جنگى اطلاق مىشود . و ما علت و چگونگى بناى قسطنطنيه را با اختلافى كه در اين باب هست و اينكه گفتهاند ماوراى خليج جزو سرزمين بر جان بود و قسطنطين كه اهميت اين محل را ميدانست شاه بر جان را فريب داد تا اجازه داد كه شهر را بنا - كند ، با معايب هوا و آب و خاك قسطنطنيه و اينكه از رطوبت و عفونت هواى شهر اسب در آنجا جفت گيرى نكند و شيهه نكشد و اينكه گفتهاند اين بسبب طلسمى است كه در شهر هست ، و ديگر مطالب مربوط بدان در كتابهاى سابق خويش آوردهايم .